ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

99

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

مىشوى كه تحت فرمان تو در آييم ، ما نيز هرگز تحت فرمان تو در نمىآييم ، هرطور مىخواهى داورى كن ، تو داور نيستى . عايشه در پاسخ على نوشت ، كار از اين بزرگ‌تر است كه به سرزنش سپرى شود . و السلام . فرستادگان على از بصره بازگشتند ، عده‌اى از مردم بصره به على پاسخ مثبت دادند و عده‌اى ديگر به عايشه و طلحه و زبير پيوستند . احنف بن قيس در نامه‌اى براى على چنين نوشت : اگر بخواهى با دويست مرد كه از اهل بيت خودم هستند نزد تو مىآيم . و نيز اگر بخواهى چهار هزار شمشير در اختيار تو مىگذارم . على در پاسخ او چنين نوشت : برايم چهار هزار شمشير بفرست كه اين مقدار بسنده است . احنف بن قيس ، بنى تميم را گرد آورد و به آنان گفت : مردم بنى تميم ، اگر بصريان پيروز شوند ، آنان برادران شما هستند . و اگر على پيروز شود ، هرگز شما را تحريك نمىكند . شما مسلمان هستيد ، پس به يكى از اين دو گروه بپيونديد . زمانى كه على براى طلحه و زبير نامه نوشت ، زمعه بن اسود نزد طلحه و زبير آمد و به آنان گفت : على كسان بسيارى را به سوى شما روانه كرده است ، گويى به شما طمع كرده است ، شما نيز گويى او را دربارهء خودتان به طمع انداخته‌ايد . اگر از روى اختيار با او بيعت كرده‌ايد ، تقواى الهى را پيشه كنيد . شير در پستان است و وقتى دوشيده شد هرگز بر نمىگردد و اگر از روى اجبار و اكراه با او بيعت كرده‌ايد ، اين مشك را پاره كنيد ، و اين شير را به پستان باز گردانيد . طلحه و زبير در حالى كه عايشه را بر هودجى كه از آهن تهيه شده بود سوار كرده بودند ، از بصره بيرون رفتند . وقتى كه دو لشكر براى جنگ روبروى يك ديگر قرار گرفتند ، على به يكى از يارانش فرمان داد تا با آواز بلند چنين گويد : هيچ كس نبايد تير يا سنگى پرتاب كند ، هيچ كس حق ندارد كسى را زخمى كند مگر وقتى كه حجت را بر آنان تمام كند . على قبل از جنگ با طلحه و زبير سخن گفت : عايشه را به حق خدا و رسول خدا ( ص ) بر چهار خصلت سوگند دهيد تا آنها را تصديق كند : آيا جز من ، مردى را مىشناسد كه سزاوارتر به خدا و رسول ( ص ) او باشد و اسلامش پيش از اسلام من باشد . و ديگر اين كه در دوران كودكى من ، رسول خدا مرا به خانهء خود برد ، و ديگر اين كه من دورترين فرد نسبت به خون عثمان هستم و اين كه من كسى را به بيعت با خود مجبور نكرده‌ام .